بی من نمی مانی
...
و احساسم چنین می گفت :
مرا از خود نمی رانی ...
کمی دلسنگ و مغروری ،
ولی ... بی من نمی مانی
و بعضی وقت ها شاید
حضورت را نمی بینم
تو اما با شکیبایی
برایم شعر می خوانی
و باور کن بدون تو
دلم را پاره خواهم کرد
خودت این را نمی دانی؟!
- ؟ -
پ ن : به یاد یکی از عزیزترین ها ..." پریسا"
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 21:38 توسط Hakime
|
** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.