کنج خرابات

مائیم و همین کنج خرابات و دمی خوش

گاهی بوفایی خوش و گه با ستمی خوش

یک روز به ویرانه غم، شاد بیادی

یکروز بدامان چمن با صنمی خوش

شادیم، که آزاد ز هر بود و نبودیم

مستیم که هستیم ز هر بیش و کمی خوش

سر مست به هر شادی و دلشاد به هر رنج

با مهر و وفایی خوش و با درد و غمی خوش

چون راه تو می پویم و چشمم به ره تست

در هر نظری مستم و در هر قدمی خوش

گر چشم دل از نیک و بد خلق ببندی

بینی که شود دوزخ سوزان ارمی خوش

- علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) -

پ ن 1: با شما از زخمی سخن می‌گویم برآمده از نیزه‌های نادانی و ما همه قربانی آنیم.
کسی دوستدار حقیقت نیست؛ همه دوستدار مصلحت‌اند.
- بهرام بیضائی / طومار شيخ شرزين -

ح ن: یوسف اباذری سال‌ها پیش گفت:
یلیون‌ها مدل ساختند که شما محکومید بر مبنای اون مدل زندگی کنید. شما فکر می‌کنید دارید انتخاب می‌کنید. انتخاب دارید می‌شید!"
وقتی بخش‌هایی از تاریخ رو می‌خونم، شگفت‌زده می‌شم از اینکه چقدر راحت (و Inceptionطور*)، تونستن انتخاب یه اقلیتی رو به عنوان انتخاب اکثریت جا بندازن!
همه‌ما، حتی آزاده‌ترینمون، توی چهارچوبی زندگی می‌کنیم که دیوارهاش رو برامون ساختن.
به این فکر می‌کنم که آیا می‌شه این از این دیوارها بالا رفت و به قول حافظ "فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم"؟
نمی‌دونم...

* Christopher Nolan / 2010

به طرف خورشید

بی تو دلم از سردی ایام می سوزد
در چشمهایم باغی از بادام می سوزد

آتش گرفته چشم های روشنم بی تو
با شعله های آبی آرام می سوزد

از بس حواس خانه پرت خاطرات توست
هی چایمان یخ میزند، هی شام می سوزد

دیوان سعدی بغض دارد شعر حافظ درد
تنها نشسته مولوی، خیام می سوزد

لبريزم از حس غزل اما گلوی من
از بغض های خسته ناکام می سوزد

دست دلم دادم تمام واژه هایم را
بی تو ولی انگیزه و الهام می سوزد

- بی تا امیری -

پ ن 1:
خواهم آن عشق که هستی ز سرِ ما ببَرد
بیخودی آید و ننگ خودی از ما ببرد
خانه آتش زدگانیم ستم گو می‌تاز
آنچه اندوخته باشیم به یغما ببرد
شاخ خشکیم به ما سردی عالم چه کند
پیش ما برگ و بری نیست که سرما ببرد

دوزخ جور برافروز که من تاقوکم
نشنیدم که مرا اخگری از جا ببرد
جرعهٔ پیر خرابات بر آن رند، حرام
که به پیش دگری دست تمنا ببرد
وحشی از رهزن ایام چه اندیشه کنی
ما چه داریم که از ما ببرد یانبرد
- وحشی بافقی -

پ ن 2:
سندباد: [بی آرام] من باید بروم. باید بدانم اگر وجود من لازم نبود، اگر نباید کاری به دست من می شد، چرا به دنیا آمدم. باید بدانم، تو با من خواهی بود وهب؟
وهب: می خواهی کجا بروی سندباد؟
سندباد: کجا؟ پرسیدی کجا؟ تا هرکجا بشود وهب. هرجا حقیقت را بیابم؛ شاید به طرف خورشید.

- هشتمین سفر سندباد / بهرام بیضائی -

ح ن 1: وقتی خودت رو خیلی دور از مرگ تصور کنی، برای لذت بردن از زندگی دنبال تجربه چیزای عجیب و غریبی.
زندگی عادی کمتر تو رو به هیجان میاره.
ولی اگه به این فکر کنی که زندگی زیادی جلوی روت نداری، و هر لحظه امکان خاموشی چراغ وجودت هست،
اونوقت حتی چند دقیقه با آرامش چای خوردن کنار آدم های امن و عزیز زندگیت، برات لذت بی پایان به همراه داره.
"لورا کارستنسن"، استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد، حرف ساده و جالبی می زد. این که هر وقت اتفاق ناگواری براش میفته از خودش می پرسه "آیا اگر قرار باشه فردا بمیرم این اتفاق اهمیتی خواهد داشت؟" و خب، البته که [تقریبا] همیشه جواب این سوال "نه" خواهد بود...

صدام مالِ تو

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن، که خیالی شدم از تنهایی

گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب

به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی

پیش ازین گر دگری در دل من می‌گنجید

جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید

وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی

گفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی»

وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی

- عراقی -

پ ن ۱: در وصالت چه را بیاموزیم؟
در فراقت چرا بیاموزم؟
یا تو با درد من بیامیزی
یا من از تو دوا بیاموزم

- مولانا -

پ ن ۲: آری، آدمیان به آینه‌ها شبیهند.
آینه‌ی زنگاربسته تو را کدر نشان می‌دهد و آینه‌ی ترک‌خورده تو را شکسته و آینه‌ی صیقلین یا موَاج تو را صاف یا معوج.
و این جز آنست که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگاربسته.
من گاهی آینه‌ی دق بوده‌ام و گاهی به تلنگری ترک برداشته‌ام.
من گاهی به کلی خرد شده‌ام و در هزار تکه‌ی من هزار تصویر خرد شما پیدا بود.
- بهرام بیضایی / طومار شیخ شرزن -

پ ن ۳: دانلود (امون از دل مو / نوید اربابیان)
دانلود (صدام مالِ تو / سیریا)

** چشام مالِ تو گریه‌هام مالِ تو
صدام مالِ تو خنده‌هام مالِ تو
جوونیم همی زور زونیم فدات
شروم مالِ تو انتهام مالِ تو :)
** آخ آخ از این آهنگ...