تنها تویی که دست تکان می دهی
در خواب های کودکی ام
هر شب طنین سوت قطاری
از ایستگاه می گذرد!
دنباله ی قطار
انگار هیچ گاه به پایان نمی رسد
انگار...
بیش از هزار پنجره دارد
و در تمام پنجره هایش
تنها تویی که دست تکان می دهی
آنگاه
در چارچوب پنجره ها
شب شعله می کشد
با دود گیسوان تو در باد
در امتداد راه مه آلود
در دود
دود
دود ...
"قیصر امین پور"
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان ۱۳۸۹ ساعت 13:11 توسط Hakime
|
** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.