عید !
دل خسته ام از این اتاق چند در چند
یک آسمان چند است آقا ؟ بال و پر چند ؟
آقا اجازه ! عید یعنی چه ؟ چه روزی ؟
من از پدر پرسیده ام دیروز ، هرچند
او هم نمی داند حساب روز و شب را
می پرسد از من خواب راحت تا سحر چند؟
تا اینکه سهم هر کسی یک لقمه باشد
اکرم بگو دست پدر تقسیم بر چند ؟
می پرسد از من حاصل عمر خودش را
می گویمش اندوه ما را ضرب در چند ...
" غلامعلی شکوهیان "
پ ن ۱ :
حرفهای ما هنوز ناتمام ....
تا نگاه میکنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظهی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود!
" قیصر امین پور"
پ ن ۲ :
خدایا ! کمکم کن ، تنهام نذار .
" نوروز مبارک "
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 14:58 توسط Hakime
|
** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.