وقتی نباشی ...
وقتی نباشی مهم نیست ، باران ببارد ... نبارد
من زنده باشم ... نباشم ... فرقی که دیگر ندارد
وقتی نباشی چه حرفی ؟ اصلا چه شعری ؟ چه عشقی ؟
وقتی که هرلحظه بی تو ، داغی به دل می گذارد
وقتی تو بر لب نداری نام ِمن ِشاعرت را
بهتر کسی نام من را دیگر به خاطر نیارد
در لحظه جان سپردن بهتر که دیگر نباشد
چشمان خیسی که من را دست خدا می سپارد
نه کوزه...نه نی لبک، نه! در خاک سرد مزارم
ای کاش دستان گرمت یک شاخه مریم بکارد
این شاعرِ قرن حاضر، این بیت را حافظانه
رندانه بر لوح ِ شعرش ، طرح تو را می نگارد
دیگر به آخر رسیده این نامه و شاعر تو
از راه دور و به گرمی دست تو را می فشارد
" رویا باقری "
پ ن ۱ : فقط گاهی نوشتن که سخت میشود ...
بغض که میماند در گلو ...
آواز که میماسد گوشۀ ذهن ...
تنها که میشوم ...
.
.
.
یادت امّا همیشه
و همه جا
هست ...
-؟ -
پ ن ۲ :
** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.