سکوت من اما چرا نداشت
گفتی چرا؟ سکوت من اما چرا نداشت
مانند بغض من که شکست و صدا نداشت
ديدم که واژه ها همه در انحصار توست
گشتم تمام حافظه را يک هجا نداشت
می خواستی تمام دلم را بيان کنم
می خواستم ولی نفسم اتکا نداشت
آن گونه مات و مسخ تو بودم که ساعتم
حتی خبر ز کم شدن لحظه ها نداشت
گفتی تمام شد و نشد باورم شود
آخر دلت خبر ز دلم داشت يا نداشت
فرق سکوت و حرف همين است خوب من
حرف تو ته کشيد و سکوت انتها نداشت
" رضوان امام دادی "
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:12 توسط Hakime
|
** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.