بهانه
دیدی که در دلش اثری از وفا نبود ؟
دیدی که کرد آنچه به عاشق روا نبود ؟
یا با منش نبود وفا ، یا که از روز ازل ،
او را به هیچ روی ، نصیب از وفا نبود !
لیکن چه غم که یار وفا کرد یا نکرد
لیکن چه غم که یار وفا کرد یا نکرد
در درس عشق ، حرفی از این ماجرا نبود !
ما را بس است ، اینکه ز یادش نمی بریم
ما را بس است ، اینکه ز یادش نمی بریم
دیگر چه غم که در غم ما بود یا نبود
صد نکته گفتمش بزبان نگه ولی ،
صد نکته گفتمش بزبان نگه ولی ،
با من ، نگاه او ، نگاه آشنا نبود
یک عمر داشتم گله از بخت و عاقبت ،
یک عمر داشتم گله از بخت و عاقبت ،
دیدم ز چشم یار که حکم قضا نبود
دی رفت و گفت در سر تو مهر دیگریست
دی رفت و گفت در سر تو مهر دیگریست
میخواست پا کشد زمن اینش بهانه بود !
" دهقان " بگو بیاد غزل های شهریار :
" دهقان " بگو بیاد غزل های شهریار :
" ایرج دهقان "
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 23:30 توسط Hakime
|
** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.