می خواهمت،می دانی اما باورت نیست

فکری به جز نامهربانی در سرت نیست

دیگر شدی هر چند ، اما من همانم

آری همان شوری که در سر دیگرت نیست

من دوستت دارم تمام حرفم این است

حرفی که عمری گفتم اما باورت نیست

من آسمانی بی کران ، روحی بلندم

باور کن این کوتاهی از بال وپرت نیست

ای کاش درآغاز با من گفته بودی

وقتی توان آمدن تا آخرت ... نیست !

" ناصر فیض "