تصویر در قصیده
غم ازدرون مرا متلاشی کرد
کاهیده قطره قطره تنم در زلال اشک
من پیشرفت کاهش جان را درون دل
احساس می کنم ...
احساس می کنم ،
که تو بخشیده ای به من
این پرشکوه جوشش پر شوکت غرور
در من نه انتظار و نه امیدی
امید بازگشت تو ؟
بی حاصل !
من از تو بی نیازتر از مردگان گور ...
دیگر به من مبخش
احساس دوست داشتن جاودانه را
با سکر بی خیالی
اعصاب خویش را
تخدیر می کنم
من قامت بلند تو را در قصیده ای
با نقش قلب سنگ تو تصویر می کنم
" حمید مصدق "
پ ن : نخست ... دير زماني در او نگريستم
چندان كه چون نظر از وی باز گرفتم
در پيرامون من
همه چيزی
به هيات او در آمده بود .
آن گاه دانستم كه مرا ديگر
از او ...
گريز نيست ... - احمد شاملو

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۱ ساعت 16:41 توسط Hakime
|
** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.