از آسمون خونه که می باره

پاییز ما پاییز خوبی نیست !

دیوونه ایم با اینکه می دونیم

دیوونه بودن چیز خوبی نیست !

دلخوش به چی هستی ؟ کدوم فردا ؟

دنیای ما بدجور بی رحمه !

حالِ تو رو هیشکی نمی دونه

حرف من و هیچکس نمی فهمه !

عمریه که اسمِ اتاق ما

یا انفرادی یا که تابوته

سیگارتو آهسته روشن کن

دنیای ما انبار باروته !

می ریم ازین زندون تکراری

زندون تازه اون ور مرزه

تا صبح گریه می کنی هر شب

با شونه هات دنیام می لرزه

می میری و درها به روت بسته س

می میرم و راه فراری نیست

این شهر و می بخشی و می بخشم

از هیچکس هیــــــــــچ انتظاری نیست !

از کوچه ها آهسته رد می شم

خالیِ از هر حس و احساسم

اونقد غریبه ن آدما انگار

غیر از تو هیچ کس رو نمیشناسم

عمریه که اسم اتاق ما

یا انفرادی یا که تابوته

هر روز با تردید می تابه

آزادی خورشید ، مشروطه !

هر کی که حرف مهربونی زد

توو دستای سردش تفنگی داشت

این داستان تلخ نسلی بود

که آرزوهای ... قشنگی داشت ...

- سید مهدی موسوی -

 

پ ن 1 :

گفتم به هیچکس

دلِ خود را نمی دهم

اما ... دلم

برای همان هیچکس ...

گرفت ...

- فاضل نظری -

 

پ ن 2 : این روزها ...

این روزها بدجور بی رحمند !

این هیچکس هایی که ...

دردت را نمی فهمند ...

- سید مهدی موسوی -

 

پ ن 3 :

رازی نهفته در پسِ حرفی نگفته است

مگذار درددل کنم و ... دردسر شود

- فاضل نظری -

 

پ ن 4 : کرج مجموعه ای از خانه های تنگ و تاریک است

کرج پس کوچه هایی از جهنم های باریک است

کرج میدان به میدان ، داغ بر دل ، آه در سینه

خیابان به خیابان ، اشک نفرت ، بغضی از کینه ...

- سید مهدی موسوی -