غمِ بیهوده گی ها
در من غمِ بیهوده گی ها می زند موج
در تو غروری از توان من فزون تر
در من نیازی می کشد پیوسته فریاد
در تو گریزی می گشاید هر زمان پر
ای کاش ...
در خاطر
گل مهرت نمی رُست
ای کاش ...
در من آرزویت جان نمی یافت
ای کاش ...
دست روز و شب
با تاروپودش
از هر فریبی
رشته عمرم نمی بافت
اینک دریغا آرزوی نقش بر آب
اینک نهال آرزو بی برگ و بی بر
در من غم بیهوده گی ها می زند موج
در تو غروری از توان من فزون تر
اندیشه روز و شبم
پیوسته اینست ...
من بر تو بستم دل ؟
دریغ از دل که بستم
افسوس بر من
افسوس گوهر خود را فشاندم
در پای بت هایی که باید ...
می شکستم
ای خاطرات روزهای گرم و شیرین
دیگر مرا با خویشتن تنها گذارید
در این غروب سرد دردانگیز پاییز
با محنت گنگ و غریبم واگذارید
در من ...
غم بیهوده گی ها ...
می زند موج ...
- حمید مصدق -
پ ن 1 : دانلود ( غم بیهوده گی ها - محمد نوری )
از اون آهنگاس که باید شنید
که می شنوم
و سیر نمی شم ...
پ ن 2 : نگرانی برای ماهی ها ، نگرانی برای گلدانت
مدتی می شود که بغ کردی ، در پس میله های زندانت
با خودت قهر کرده ای بی خود ، لب به چیزی نمی زنی تا شب !
آرزویت شبیه مولاناست (کوه ... آوارگی ... بیابانت)
پله های حیات غمگین را ، آب و جارو نمی کنی دیگر
عصرها در محل نمی پیچد ، عطر نعناع و سیب قلیانت
شهر سردت عجیب ناامن است ، کوچه هایش دروغ می گویند
نگرانی برای آدم ها ، نگرانی برای (تهرانت)
باز هم در شروع فصلی سرد ، قصه ها واژگون تر از قبلند
زندگیّ تو شاعرانه شده ، بوی غم می دهد زمستانت ...
- صنم نافع -
پ ن 3 : آخرین پرنده را هم رها کرده ام
امّا هنوز غمگینم !
چیزی
در این قفس خالی هست
که ... آزاد نمی شود ...
- گروس عبدالملکیان -
پ ن 4 : شکستی و بت نشکسته را طواف نکردی
بهشت گم شد و یکشنبه اعتراف نکردی
تو ایستادی و من قوت لایموت گرفتم
تو زخم خوردی و من روزه سکوت گرفتم
چگونه بی تو ازین رنجِ جاودان بگریزم ؟
مرا دوباره در آغوش خود بگیر ... عزیزم ...
- حامد ابراهیم پور -

** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.