کشته داده مسلسل چشمات

از کجا حکم تیر می گیری ؟

قتل عام یه مملکت بس نیست ؟

با چه رویی اسیر می گیری ؟

عامل انقلاب تو قلبم

جرمت و اعتراف کن دختر

چشم های مسلحی داری

اسلحه ت رو غلاف کن دختر

با دو تا چشم قهوه قاجاری

می کشی اعتراض هم داری ؟

اسلحه خیلی وقته ممنوعه

واسه چشمات جواز هم داری ؟

تو یه سبک جدید تو شعری

داری آروم رواج می گیری

عاشقی مسریه نیا سمتم

مرض لاعلاج می گیری !

تن به آغوش دیگه ای بده ، من

تن به تنهایی خودم دادم

من یه عمره اسیرتم امّا

با قرار وثیقه آزادم

از تو و زندگی و احوالت

خبرای موثقی دارم

داری از تو چشام می خونی

چه چشای دهن لقی دارم

من به همراهیه تو محتاجم

به خدا احتیاج هم بد نیست

تو که باشی کنار من دیگه

مرض لاعلاج هم بد نیست

بغلم کن که توی آغوشت

کلّ دنیا بیفته از چشمام

بغلم کن که واقعاً خستم

بغلم کن که واقعاً تنهام

- هانی ملک زاده -

 

پ ن 1 :

من سوختم که مرد بسازم برای تو

ترکیب عشق و درد بسازم برای تو

- سید مهدی موسوی -

 

پ ن 2 :

تو تنگنای یک قفسی ، من پرنده ات

در حسرتم مرا به درونت رها کنی ...

- برهان بیگ زاده -

 

پ ن 3 : 

ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

تو قافِ قرارِ من و من عین عبورم ...

- قیصر امین پور -