گفته بودم پیش از این «گلخانه رنگ» من است

حال می‌گویم جهان، پیراهن تنگ من است

استخوان‌های مرا در پنجه آخر خرد کرد

آن‌که می‌پنداشتم چون موم در چنگ من است

دوستان همدلم ساز مخالف می‌زنند

مشکل از ناسازی ساز بدآهنگ من است

از نبردی نابرابر بازمی‌گردم! دریغ

دیر فهمیدم که دنیا عرصه جنگ من است

مرگ پیروزی است وقتی دوستانت دشمن اند

مرگ پیروزی است امَا مایه ننگ من است

از فراموشی چه سنگین‌تر به روی سینه؟ کاش

پاک می‌کردی غباری را که بر سنگ من است

- فاضل نظری -

 

پ ن ۱: دختران شهر،

به روستا فکر می‌کنند

دختران روستا در آرزوی شهر می‌میرند

مردان کوچک

به آسایش مردان بزرگ فکر می‌کنند

مردان بزرگ

در آرزوی آرامش مردان کوچک

می‌میرند

کدام پل

در کجای جهان شکسته است

که هیچکس

به خانه اش 

نمی‌رسد ...

- گروس عبدالملکیان -

 

پ ن ۲:

گر زحال دل خبر داری بگو

ورنشانی مختصر داری بگو

مرگ را دانم ولی تا کوی دوست

راه اگر نزدیک‌تر داری بگو ...

- ؟ -

 

پ ن ۳: «نترس دوست من!

که من با توام

می‌شنومت

می‌بینمت ...»

- سوره طه / آیه ۴۶ -

 

پ ن ۴: 

هزار درد مرا عاشقانه درمان باش

هزار راه مرا ای یگانه پایان باش

برای آن‌که نگویند جسته‌ایم و نبود

تو آن که جسته و پیداش کرده‌ام، آن باش!

- حسین منزوی -