حواسش یکم پرته، چن سالیه -

تو رو جای اسمم صدا می کنه

شبایی که دلتنگ می شه برات

می شینه به چشمام نگا می کنه

اگه از وسایل صدایی درآد

بهم می گه: بپّر ببین در زدن؟

سحر که براش قرصاشو می برم

خیال می کنه که منوّر زدن...!

به خوابم بیا و بگو مادرم

قراره تا کی چفیه تو بو کنه؟

چطور غیرتت راضی می شه یه عمر

زنت کوچه رو آب و جارو کنه؟!

زمان و چقد دست کاری کنم؟

به ساعت چقد خیره شم تا بیای؟

یه وقتا عقب می کشم تا نری

یه وقتا جلو می کشم تا بیای...

یه خمپاره دستات و از من گرفت

پاهات با یه موشک ازم دور شد

از اونی که صد در صدش سهممه

نود درصدش سهم کنکور شد!

می گفتن سرت توی لاکت نبود

میگن هر چی گشتن پلاکت نبود

تو رفتی که این خاک تنها نشه

مگه مادرم جزء خاکت نبود؟!

مگه مادرم ....          

- علی عطری -

 

پ ن ۱: من و قبیله‌ي من چشم‌هایمان کور است

پیمبری بفرستید با کتاب بریل...

- علی عطری -

 

پ ن ۲: حالا که رفته‌ای

به این می‌اندیشم

مرگ با آمدنش

می‌خواهد چه چیز را

از من بگیرد؟!

- محمد شیرین زاده -

 

پ ن ۳: روزی

جایی

دقیقه‌ای 

خودت را باز خواهی یافت

و آن وقت

یا لبخند خواهی زد

یا اشک خواهی ریخت

- پابلو نرودا -

 

پ ن ۴: دانلود (کوچه لره سوسَپمیشَم / عارف)