صبــــــور
قاصدکهای پریشان را که با خود باد برد
با خودم گفتم مرا هم میتوان از یاد برد
ای که میپرسی چرا نامی ز ما باقی نماند
سیل وقتی خانهای را برد، از بنیاد برد
عشق میبازم که غیر از باختن در عشق نیست
در نبردی اینچنین، هرکس به خاک افتاد برد
شور شیرین تو را نازم که بعد از قرنها
هرکه لاف عشق زد، نامی هم از فرهاد برد
جای رنجش نیست از دنیا که این تاراجگر
هرچه برد از آنچه روزی خود به دستم داد برد
در قمار دوستی جز رازداری شرط نیست
هر که در میخانه از مستی نزد فریاد برد
- فاضل نظری -
پ ن ۱: همه سلامت نفس آرزو کند مردم
خلاف من که به جان میخرم بلایی را
حدیث عشق نداند کسی که در همه عمر
به سر نکوفته باشد در سرایی را
خیال در همه عالم برفت و بازآمد
که از حضور تو خوشتر ندید جایی را...
- سعدی -
پ ن ۲: «اگر نباشی میمیرم» یعنی چقدر دوست داشتن؟!
- عباس معروفی -
پ ن ۳: تو ماه بودی و بوسیدنت، نمیدانی
چه ساده داشت
مرا هم
بلندقد میکرد...
- کاظم بهمنی -
پ ن ۴: بی تو میرفتم،
میرفتم،
تنها،
تنها،
و صبوری مرا
کــــــــــوه
تحسین میکرد...
- حمید مصدق -
پ ن ۵: دانلود (تا تو با منی/سارا نائینی)

** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.