خیال خام پلنگ من، به سوی ماه جهیدن بود

و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من - دل مغرورم - پرید و پنجه به خــالی زد

که عشق - ماه بلند من - ورای دست رسیدن بود

گل شکفته! خداحافظ! اگرچه لحظه‌ی دیدارت

شروع وسوسه‌ای در من، به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری

که هر دو باورمان زآغاز، به یکدگر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد اما

بهار در گل شیپوری، مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من

فریبکار دغل پیشه، بهانه‌اش... نشنیدن بود!

چه سرنوشت غم‌انگیزی... که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر... قفس می‌بافت... ولی... به فکر پریدن بود...!

- حسین منزوی -

 

پ ن ۱: تو از کی عاشقی؟
(این پرسش آئینه بود از من)
خودش از گریه‌ام فهمید
مدت‌هات...
    مدت‌هاست...
- فاضل نظری -

 

پ ن ۲: اگر تو دوست منی
کمکم کن تا از تو هجرت کنم
اگر تو عشق منی
کمکم کن تا از تو شفا یابم
اگر تو پیامبری
ازین جادو رهاییم ده
دوست داشتن تو کفر است
پاکیزه‌ام گردان
از این کفر...
- نزار قبانی -

 

پ ن ۳: دانلود (تو / فرامرز اصلانی)