عاقبت طوطی من لال درآمد از کار

چلّه چلچله‌ام کال درآمد از کار

وعده‌ می‌داد شب هجر به پایان برسد

وعده‌ی یک شبه‌اش سال درآمد از کار

خواب دیدم صنمی آب به رویم پاشید

وسط معرکه غسّال درآمد از کار

صاحب کشف و کرامات شنیدم مشتش

عاقبت وا شد و رمّال درآمد از کار

دل وامانده چو شاهین قضا را پائید

کفتری بی‌پر و بی‌بال درآمد از کار

خواستم نظم کنم عاقبتت را ای شیخ

خود به خود قافیه‌اش ضال درآمد از کار

- ارفع کرمانی -

 

پ ن ۱: یاران دوباره غم دل ما را گرفته است
گفتم که دل، نه... غم همه‌جا را گرفته است
بی‌شرم گردبادِ حوادث، به یک گذر
آبیّ آب و لطف هوا را گرفته است
یک عمر وقت شادی و غم «ای خدا» زدیم
این هاله چیست... دور خدا را... گرفته است...؟!
- ارفع کرمانی -

 

پ ن ۲: دانلود این اشعار با صدای زیبای بهروز رضوی

 

پ ن ۳: چه تدبیر ای مسلمانان
که من خود را نمی‌دانم
نه ترسا نه یهودم من...
نه گبرم...
نه مسلمانم...
- مولانا -