معنی...
در زمستان سردِ چشمانت، با چه انگیزهای قلم بزنم؟
چاییات را پر از شکر کردم، تا برایت دوباره هم بزنم
در دلم حسّ محنتانگیزیست، بعدِ تو قهر کردهام با شهر
بعد تو با غمت چرا هر شب «یوسفآباد» را قدم بزنم؟
شیشهی عطر خالیات اینجاست، مثلِ رویای تو در آغوشم
قول دادم که بیحضورِ خودت، به تنم عطر سرد کم بزنم!
قول دادم به خود که بعد از تو، نیمهشبها بدون ترسیدن
خاطرت را بدزدم و پر گاز، سمتِ بیراههی «فشم» بزنم!
فصل فصل نوشتنم سوگ وُ حسّ و حالم شبیه عاشوراست
باید امشب بهجای هیئتها در تهِ کوچهها حرم بزنم
باید امشب عمیق گریه کنم، تا عزادار قابلی باشم
باید امشب بدون رؤیایت، تشنه بر سینه و سرم بزنم
قول دادم که بعدِ تو یک عمر، وارث کل غُصهها باشم
قطره قطره درون خود بچکم
روی لب مُهرِ درد وُ غم بزنم...
- صنم نافع -
پ ن ۱: یادت بخیر
یارِ فراموشکارِ ما...
- ؟ -
پ ن ۲: گم شدن در تو به پیدا شدنم میارزید
خونِدلهام به دریا شدنم میارزید
توی این شهر به زانو نزدن معروفم
با غروری که به تنها شدنم میارزید
- مهسا زهیری -
پ ن ۳: دانلود (گذشتن و رفتنِ پیوسته / گروه بمرانی)
**خ ن: قرار بود شعر دیگهای بذارم، ولی این آهنگ بهقدری دلم نشست که کل شعرا رو بهخاطرش عوض کردم تا کمی متناسبتر بشن شعرها و آهنگ :)

** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.