چگونه ماه بنامم تو را که جاریِ ماهی

خدات حفظ بفرماید از حسود الهی!

برادرانت اگر نقشه‌های شوم کشیدند

تو را چه باک از آن نقشه‌ها، کبوترِ چاهی؟!

نپرس چیست گناهت، در این جهانِ جهنم

گناه کرده کسی که نکرده‌ است گناهی!

«به‌غیرِ سینه‌ی صدچاکِ خویش در صفِ محشر

شهید عشق نخواهد نه شاهدی نه گواهی»

عزیزِ من شده‌ای... آن‌چنان عزیز که بوسف

عزیزِ مصر نشد در زمانِ قحط و تباهی

نگاه‌دارِ تو باشد خدا، تو نیز به شُکرش

«نگاه‌دار دلی را که بُرده‌ای به نگاهی»

چقدر عُمر کنم؟ این سؤال را تو جوابی

که بستگی به تو دارد مرا چقدر بخواهی...

- یاسر قنبرلو -
 ** تضمین‌ها از فروغی بسطامی

 

پ ن ۱: نان‌پاره زِ من بستان، جان پاره نخواهد شد
آواره‌ی عشقِ ما آواره نخواهد شد
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز
وان را که منم چاره، بی‌چاره نخواهد شد
بیمار شود عاشق، اما بنمی‌میرد
ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد
- مولوی -