سکوت
سکوت، صدای گامهایم را باز پس میدهد
با شبِ خلوت به خانه میروم
گلهای کوچک از سگها بر لاشهی سیاه خیابان میدوند
خلوت شب آنها را دنبال میکند
و سکوت نجوای گامهاشان را میشوید
من او را به جای همه برمیگزینم
و او میداند که من راست میگویم
او همه را به جای من برمیگزیند
و من میدانم که همه دروغ میگویند
چه میترسد از راستی و دوست داشته شدن، سنگدل
برگزینندهی دروغها
صدای گامهای سکوت را میشنوم
خلوتها از باهمی سگها به دروغ و درندگی بهترند
سکوت گریه کرد دیشب
سکوت به خانهام آمد
سکوت سرزنشم کرد
و سکوت ساکت ماند سرانجام!
چشمانم را اشک پر کرده است...
- مهدی اخوان ثالث -
پ ن ۱: چرا هیچکس به ما نگفته است که زمین
مدام چیزی را از ما پس میگیرد
و ما فکر میکنیم که
زمان میگذرد...
- شهرام شیدایی -
پ ن ۲: ور تو پنداری
مرا بی تو
قراری هست،
نیست...
- مولوی -

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۶ ساعت 22:18 توسط Hakime
|
** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.