خالی
وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
بر دل نهم چه تهمت شادی که شاد نیست
غم میفروخت لیک به به اندازه میفرست
یک دل درون سینهی ما خود زیاد نیست
جایی هنوز نیست به ذوق دیار عشق
هرچند ظلم هست و ستم هست و داد نیست
ای بیوفا برو که بر این عهدهای سست
نی اندک اعتماد، که هیچ اعتماد نیست
- وحشی بافقی -
پ ن ۱: در درون شهر کوران
دردها دارم
زِ بینایی
- نیما یوشیج -
پ ن ۲: ظاهرم با جمع و
خاطر
جای دیگر میشود...
- سعدی -
پ ن ۳: ما از ترس طرد شدن مدعی شدیم کسی هستیم که نبودیم. ترس از طرد شدن تبدیل به ترس از مطلوب نبودن شد.
سرانجام ما به کسی تبدیل شدیم که در حقیقت نیستیم. تبدیل به رونوشتی شدیم از باورهای مادر، پدر، جامعه و مذهب.
- دون میگوئیل روئیز -
پ ن ۴ : شاید حق داشتند
عشق را
تنها لابلای کتابها جای دهند
شاید عشق
جای دیگری
نمیتوانست دوام بیاورد...
- ؟ -
پ ن ۵: دانلود (ابی / بنویس)
* دل دریا رو نوشتی
همه دنیا رو نوشتی
دل ما رو بنویس
بنویس هر چه که ما رو به سر اومد
بدِ قصهها گذشت و بدتر اومد
بگو از ما که به زندگی دچاریم
لحظهها رو میکشیم
نمیشماریم
بنویس از ما که در حال فراریم
توی این پائیز بد
فکر بهاریم...
خ ن: دلم گرفته و...
(گذشت زمان، کلمات رو حقیر میکنه...)

** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.