پاییز
من این زندان به جرم مرد بودن میکشم، ای عشق
خطا نسلم اگر جز این خطای دیگری دارم
اگرچه زندگی در این خرابآباد زندان است...
- و من هر لحظه در خود تنگنای دیگری دارم؛
سزایم نیست این زندان و حرمانهای بعد از آن
جهان گر عشق دریابد، جزای دیگری دارم
صباحی چند از صیف و شتا هم گرچه در بندم
ولی پاییز را در دل، عزای دیگری دارم
غمین باغ مرا باشد بهار راستین، پاییز
که با این فصل، من سرّ و صفای دیگری دارم
من این پاییز در زندان به یاد باغ و بستانها
سرود دیگر و شعر و غنای دیگری دارم
هَزاران را بهاران در فغان آرد؛ مرا پاییز
که هر روز و شبش حال و هوای دیگری دارم
به جان بیزار ازین عقلِ زبونم، ای جنون؛ گل کن...
که سودا و سر زنجیرهای دیگری دارم
بهایی نیست پیش من نه آن مُس را نه این بَه را
که من با نقد مَزدُشتم بهای دیگری دارم
دروغ است آن خبرهایی که در گوش تو خواندستند
حقیقت را خبر از مبتدای دیگری دارم...
- مهدی اخوان ثالث -
پ ن ۱: زین دو هزاران من و ما، ای عجبا من چه منم
گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم
چونک من از دست شدم در ره من شیشه منه
ور بنهی پا بنهم، هرچه بیابم شکنم...
- مولانا -
پ ن ۲: بیا ساقی آن می که حال آورد
کرامت فزاید، کمال آورد
به من ده که بس بیدل افتادهام
وز این هر دو بیحاصل افتادهام...
- حافظ -
پ ن ۳: دانلود (ره میخانه / محمدرضا شجریان)
* رهِ میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر منِ مسکین حرام است
خ ن: و من
به «تو»یی میاندیشم
که قرار است
آرامشبخش همهی این بیقراریها باشی...

** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.