زنی که صاعقه‌وار آنک، ردای شعله به تن دارد

فرو نیامده خود پیداست که قصد خرمن من دارد

همیشه عشق به مشتاقان، پیام وصل نخواهد داد

که گاه پیرهن یوسف، کنایه‌های کفن دارد

کی‌ام، کی‌ام که نسوزم من؟ تو کیستی که نسوزانی؟

بهل که تا بشود ای دوست! هرآنچه قصد شدن دارد

دوباره بیرق مجنون را دلم به شوق می‌افروزد

دوباره عشق در این صحرا هوای خیمه زدن دارد

زنی چنین که تویی بی‌شک، شکوه و روح دگر بخشد

به آن تصوّر دیرینه که دل زِ معنی زن دارد

مگر به صافی گیسویت، هوای خویش بپالایم

در این قفس که نفس در وی، همیشه طعم لجن دارد

- حسین منزوی -

.

پ ن ۱:
کم مباد
از خانه‌ی دل
پایِ تو
- مولانا -

.

پ ن ۲: هیشکی نمی‌تونه بفهمه که کلاً زندگی یعنی چی و البته مهم هم نیست!
دنیا رو بگردید و سعی کنید بشناسیدش.
تقریباً همه چیز وقتی به اندازه‌ی کافی در موردش عمیق و دقیق بشین، واقعاً شگفت‌انگیزه...
- ریچارد فاینمن -

.

ب ن (بعدا نوشت): (با گذر زمان / لئو فره)
با گذشت زمان
با گذشت زمان همه چیز می‌گذرد
چهره‌ها را از یاد می‌بریم و صداها را هم
قلبت از تپش می‌ایستد و احساس می‌کنی دیگر بس است
بهتر است همه‌چیز را به حال خود رها کنی
با گذشت زمان
با گذشت زمان همه چیز می‌گذرد
کسی که به او دل داده بودیم و زیر باران می‌جستیم
کسی که در یک نگاه فکرش را می‌خواندیم
کسی که حرف‌هایش را می‌فهمیدیم و حتی جملاتش را
را از زیر نقاب عهد و پیمانی دروغین درمی‌یافتیم
عهد و پیمانی که گذر زمان آن را کم‌رنگ و ناپدید کرد
با گذشت زمان
با گذشت زمان همه چیز می‌گذرد
حتی شیرین‌ترین خاطراتت هم طعمی تلخ می‌یابند
در میان فروشگاه‌های خیابان افسرده و غمگین
در رهگذار مرگ کورکورانه قدم برمی‌دارم
حتی شنبه شب هم خودم را بی‌کس و بی‌عشق می‌یابم
با گذشت زمان
با گذشت زمان همه چیز می‌گذرد
کسی که هنگام خوشی و ناخوشی دل‌نگرانش بودی
کسی که دار و ندارت را به پایش می‌ریختی
کسی که برای خاطرش حتی جانت را به پشیزی می‌فروختی
کسی که پیش پایش همچون سگی می‌لولیدی
با گذشت زمان، همه چیز می‌گذرد
همه چیز درست می‌شود
با گذشت زمان
با گذشت زمان همه چیز می‌گذرد
عشق‌های پرشور را از یاد می‌بریم، و صداها را
صدایی که همچون بیچارگان نجوا می‌کرد
«دیر برنگرد! مراقب باش که سرما نخوری!»
با گذشت زمان
با گذشت زمان همه چیز می‌گذرد
و همچون اسبی از پا افتاده احساس پوچی می‌کنی
و خود را در تختخوابی غریبه می‌یابی درحالی‌که از سرما می‌لرزی
و آن‌گاه است که کاملاً تنها و بی کسیم و شاید کمی بی‌دغدغه
و احساس می‌کنیم که تمام آن سال‌های تباه شده را فریب خوردیم
اما در واقع با گذشت زمان عشقی که در سینه داشتی ناپدید می‌شود
.
** در مورد بعضی آهنگ‌ها نمی‌شه حرفی زد
فقط باید شنید
و به خاطرش سکوت کرد!

.