باید کمک کنی، کمرم را شکسته‌اند

بالم نمی‌دهند، پرم را شکسته‌اند

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس

پل‌های امن پشت سرم را شکسته‌اند

هم ریشه‌های مرا خشک کرده‌اند

هم شاخه‌های تازه‌ترم را شکسته‌اند

حتی مرا نشان خودم هم نمی‌دهند

آیینه‌های دور و برم را شکسته‌اند

گل‌های قاصدک خبرم را نمی‌برند

پای همیشه‌ی سفرم را شکسته‌اند

حالا تو نیستی و دهان‌های هرزه‌گو

با سنگ حرف مفت، سرم را شکسته‌اند

- مهدی فرجی -

 

پ ن ۱: 
نه شک، نه اعتقاد، به فریاد من رسید
بر تخته پاره، باد به فریاد من رسید
خونی که از ترشح قلبم رسوب کرد
در جان این مداد به فریاد من رسید
دستی که حال و روز مرا با تو می‌نوشت
حالی که دست داد به فریاد من رسید
این عشق، این تفاهم مرموز و بی‌دلیل
این داغ سینه‌زاد، به فریاد من رسید
- عبدالجبار کاکائی -

 

پ ن ۲: آخر
تو را
دلآرام گویند
که دل
به تو
آرام گیرد...
- فیه ما فیه / مولانا -

 

پ ن ۳: دانلود قطعه‌ی «نسیان»