چراغ خرد
تا به کی باید رفت
از دیاری به دیاری دیگر
نتوانم، نتوانم جستن
هر زمان عشقی و یاری دیگر
کاش ما آن دو پرستو بودیم
که همهی عمر سفر میکردیم
از بهاری به بهاری دیگر
آه، اکنون دیریست
که فروریخته در من، گویی
تیرهآواری از ابر گران
چو میآمیزم با بوسهی تو
روی لبهایم، میپندارم
میسپارد جان، عطری گذران
آن چنان آلودهست
عشق غمناکم با بیم زوال
که همهی زندگیم میلرزد
چون تو را مینگرم
مثل این است که از پنجرهای
تکدرختم را، سرشار از برگ،
در تب زرد خزان مینگرم
مثل این است که تصویری را
روی جریانهای مغشوش آب روان مینگرم
شب و روز
شب و روز
شب و روز
بگذار
که فراموش کنم
تو چه هستی،
جز یک لحظه،
یک لحظه که چشمان مرا
میگشاید در
برهوت آگاهی؟
بگذار
که فراموش کنم...
- فروغ فرخزاد -
پ ن ۱: مرا من فرسودم
در جدال دردناک من با من
مرا من شکست دادم و
من از من شکست خوردم
با خود به جدالِ دائم
خود را شکست دادن و
از خود شکست خوردن
و از دردِ شکستِ همواره
دلافگار بودن
من
نامِ دیگر دردم...
- علیرضا روشن -
پ ن ۲: مرا گوید مخوان شعر غمانگیز
که حسرت عقده گردد در گلویم!
خدا را، با که گویم کاین ستمگر
غمم را هم نمیخواهد بگویم!
- فریدون مشیری -
پ ن ۳: من حسرت پرواز ندارم به دل آری
در من قفسی هست که میخواهدم آزاد
- محمدعلی بهمنی -
پ ن ۴ : منم و
چراغِ خردی
که بمیرد
از نسیمی!
- حسین منزوی -
پ ن ۵: دانلود (بانو / همایون شجریان)

** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.