شکایت کجا بریم؟
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
روی ار به ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توایم و با تو نهایم اینت بلعجب
در حلقهایم با تو و چون حلقه بر دریم
نه بوی مهر میشنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
ما خود نمیرویم دوان در قفای کس
آن میبرد که ما به کمند وی اندریم
سعدی تو کیستی که در این حلقهی کمند
چندان فتادهاند که ما صید لاغریم
- سعدی -
پ ن ۱: خنک آن قماربازی
که بباخت هر چه بودش
بنماند هیچش الا
هوس قمار دیگر
- مولانا -
پ ن ۲: دانلود آهنگ فوقالعاده (بهار دلنشین / بنان)
خ ن ۱: سعی میکنم احساسات رو از دلم بکشم بیرون و اونها رو به شکل کلمات دربیارم بلکه کمی آروم شم از فشار این حبسشدگیها و دلگرفتگیها...
سعی میکنم...
سعی میکنم...
خ ن ۲: این روزهایی که پرن از رفتن!
دیدن صفحهی سیاهی که از رفتن عزیزی حکایت میکنه،
شنیدن صدای جیغ دختری که توی مرز دیدن و ندیدن داره دست و پا میزنه،
یا دختربچهی با چشمای فوق زیبا که تنها آرزوش داشتن میوهاس! به همین سادگی! به همین مسخرگی!
و تو اینجا نشستی و اجازه میدی زمان بگذره!
و تو اینجا نشستی و سنگهایی که آدمها به طرف پرت کردن و پرت میکنن رو نگاه میکنی،
و اونقدر بهشون خیره میشی که سنگینیشون تا بینهایت روی شونههات میمونه.
با این دنیا باید چیکار کرد؟
با این دستای خالی،
با این قلبای خالی،
باید با این دنیا چیکار کرد؟!

** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.