تکهچوب
ساکت شدی هیچکی درونت رو نمیفهمه
ذهن خودت هم چند و چونت رو نمیفهمه
مثل خدا با درد تنهاییت خو کردی
پیغمبرت حتی زبونت رو نمیفهمه
تو تختجمشیدی یه غول لخت که هیچکی
درد نبود سرستونت رو نمیفهمه
تو بیدی نیستی که با این بادا... «این بادا»؟!
این باد سرگردون جنونت رو نمیفهمه
وقتی تشنج میکنی حتی خدای بم
پسلرزههای واژگونت رو نمیفهمه
اما تو گرگ باد و باروندیدهای هر چند
یعقوب هم دیگه نشونت رو نمیفهمه
برگرد خونه استراحت کن تو بیماری
تهران که قرصای گرونت رو نمیفهمه
مثل خروس بیمحل و غرغرویی که
نصف شبی هیچکی اذونت رو نمیفهمه
محکومِ بودن با توام مثل کلاغی که
راه فرار از آسمونت رو نمیفهمه
- سمیرا فرقانی -
پ ن ۱: ما
چون تکههای چوب بر دریا
سرگردانیم
و حتی نمیتوانیم غرق شویم...!
- گروس عبدالملکیان -
پ ن ۲: دانلود (خرچنگهای مردابی / حبیب)
** در این زمانهٔ بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظهٔ خود را
برای این همه ناباور خیال پرست؟
به شب نشینی خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست؟
رسیدهها چه نجیب و نچیده میافتند
به پای هرزه علفهای باغ کال پرست
رسیدهام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمال دار برای من کمال پرست
هنوزم زندهام و زنده بودنم خاریست
به تنگچشمی نامردم زوال پرست
خ ن: آجر به آجر دنیامو میسازم
با هر تیکه آجر
مِه غلیظتر میشه،
چشمام بستهتر،
آدما کمرنگتر...
اونقدر که دیگه نه نشونی میمونه
نه اسمی
نه یاد و خاطرهای...

** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.