حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد

یا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد

کس چون تو نشان ندهد در کل جهان لیکن

چون این دل هر جایی هر جای بسی باشد

بر پای تو سر دارم گر سر خطری دارد

وصل تو به دست آرم گر دسترسی باشد

از خاک سر کویت خالی نشوم یک شب

گر بر سر هر سنگی حالی عسسی باشد

ز آنجا که توئی تا من صد ساله ره است الحق

ز اینجا که منم تا تو منزل نفسی باشد

از زحمت خاقانی مازار که بد نبود

گر خوان وصالت را چون او مگسی باشد

- خاقانی -

پ ن ۱: ما در غیاب تو
در این‌جا،
در این جهانِ خاکیِ ویران
چه می‌کنیم؟
- رضا براهنی -

پ ن ۲: جز یاد تو از خاطر من نگذرد ای جان...!
- سعدی -

خ ن: به قولی:
«از عشق سخن گفتن برای آدمی هنــــوز خیلی زود است... خیلی زود...»