بعد از تو ...
بعد از تو از هر قطره باران بدم آمد
از جاده های ابریِ گرگان بدم آمد
گفتم که پا خوردی و زیبایی ! ولی ... بانو !
بعد از تو من از قالی کرمان بدم آمد
چشمان تو هم رنگِ جنگل های انبوهند
بعد از تو از سرسبزیِ گیلان بدم آمد
بعد از تو از هر کس که می خندید ، رنجیدم
از پسته خندان رفسنجان بدم آمد
تو خاطرات زیرِ باران با خودت داری
بعد از تو ، من از عشق ... از باران ... بدم آمد
" حسن حسن پور "
پ ن : به جز حضور تو ،
هیچ چیزِ این جهانِ بیکرانه را
جدی نگرفتم ... حتی عشق را ! " حسین پناهی "
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 20:20 توسط Hakime
|
** در حال آپدیت آرشیو موضوعی برحسب اسم شاعر هستم. به مرور تمامی اشعار ثبت شده از سال 88 و تمامی شاعرها رو از طریق این آرشیو میتونید پیدا کنید.