چونی بی من؟

سلسله‌ی موی دوست، حلقه‌ی دام بلاست

هر که در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست

گر بزنندم به تیغ در نظرش بی‌دریغ

دیدنِ او یک نظر، صد چو منش خون‌بهاست

گر برود جانِ ما در طلبِ وصلِ دوست

حیف نباشد که دوست، دوست‌تر از جانِ‌ ماست

دعویِ عشّاق را شرع نخواهد بیان

گونه‌ی زردش دلیل، ناله‌ی زردش گواست

مایه‌ی پرهیزگار، قوت صبر است و عقل

عقل گرفتارِ عشق، صبر زبون هواست

مالک ملک وجود، حاکم ردّ و قبول

هر چه کند جور نیست، ور تو بنالی جفاست

تیغ برآر از نیام، زهر برافکن به جام

کز قِبَلِ ما قبول، وز طرف ما رضاست

گر بنوازی به لطف، ور بگذاری به قهر

حکمِ تو بر من روان، زجرِ تو بر من رواست

هر که به جورِ رقیب، یا به جفای حبیب

عهد فرامش کند مدعی بی‌وفاست

سعدی از اخلاقِ دوست، هرچه برآید نکوست

گو همه دشنام گو، کز لب شیرین دعاست

- سعدی -

 

پ ن ۱: عزیزٌ علیّ اَن اَری الخلق وَ لا تُری!
[عزیزم!] چه سختم است که مردم را ببینم و تو دیده نشوی!
 * می‌ارزد که آدم عربی یاد بگیرد،
فقط برای درک فصاحت و مهابت همین یک جمله:...
عَلَیَّ...
- حسین وی -

 

پ ن ۲: مائیم و
تو ای جان
که جگرگوشه‌ی مایی...
- شهریار -

 

پ ن ۳: دانلود (چونی بی من؟ / همایون شجریان)
 * به شدت با آهنگ (طنّاز / معین) هم حال می‌کنم این روزها :)
 ** صاحب داره دنیا همه کاراش / اینجوری که ناجور نمی‌مونه... :)

 

 

خــــواب

زبان تا بود گویا، تیر می‌بارید بر فرقم

جهان دارالامان شد تا زبان در کام دزدیدم

مکش سر از ملامت گر سرافرازی طمع داری

که من چون شعله‌ی آتش زِ زخمِ خار بالیدم

ازین سنگین‌دلان صائب چرا چون تیر نگریزم؟

که پر خون شد دهانم از همان دستی که بوسیدم

به خون آغشته نعمت‌های الوان جهان دیدم

زبانِ خویش چون خورشید بر دیوار مالیدم

مرا بیزار کرد از اهل دولت، دیدن دربان 

به یک دیدن زِ صد نادیدنی آزاد گردیدم

به من هم چون خضر دادند عمر جاودان، اما

گره شد رشته‌ی عمرم زِ بس بر خویش پیچیدم

نشد روزِ قیامت هیچ کاری دستگیرِ من

بجز دستی که بر یکدیگر از افسوس مالیدم

- صائب تبریزی -

 

پ ن ۱: وحشی بافقی‌تر از ادبم
که رسیده‌ست زندگی به لبم
از خودم... که نبوده‌ام... عقبم
عکسِ خورشید را بزن به شبم!
             تا کمی فکرِ شور و حال کنم
                    تا که امّید را خیال کنم...!
- سید مهدی موسوی -

 

پ ن ۲: گفتی که شاهکار شما در زمانه چیست؟
بالله که زنده بودنِ ما شاهکار ماست!
- فخرالدین مزارعی -

 

پ ن ۳: دانلود (خواب / ابی)
*هنوز 
     توی دنیایِ من
         هر آدمی
              یه عالمه
           گل رو نمی‌فروشن به هم
               گل مثل قلبِ آدمه
                گل مثلِ قلبِ آدمه...
 

 

پریشان گویی

ای همنفسان بودن و آسودنِ ما چیست؟

یاران همه کردند سفر، بودنِ ما چیست؟

بشتاب رفیقا که عزیزان همه رفتند

ساکن شدن و راه نپیمودنِ ما چیست؟

ای چرخ! همان گیر که از جورِ تو مردیم

هر دم المی بر الم افزودنِ ما چیست؟

گر زخمِ غمی بر جگرِ ریش نداریم

رخساره به خون جگر آلودنِ ما چیست؟

وحشی چو تغافل زده از ما گذرد یار

افتادن و بر خاک جبین سودنِ ما چیست؟

- وحشی بافقی -

.

پ ن ۱: (My way / Frank Sinatra)
* And now, the end is near
And so I face the final curtain
My friend, I'll say it clear
I'll state my case, of which I'm certain
I've lived a life that's full
I've traveled each and every highway
But more, much more than this
I did it my way
Regrets, I've had a few
But then again, too few to mention
I did what I had to do
And saw it through without exemption
I planned each charted course
Each careful step along the byway
And more, much more than this
I did it my way
Yes, there were times, I'm sure you knew
When I bit off more than I could chew
But through it all, when there was doubt
I ate it up and spit it out
I faced it all and I stood tall
And did it my way
I've loved, I've laughed and cried
I've had my fill my share of losing
And now, as tears subside
I find it all so amusing
To think I did all that
And may I say - not in a shy way
Oh no, oh no, not me
I did it my way
For what is a man, what has he got
If not himself, then he has naught
To say the things he truly feels
And not the words of one who kneels
The record shows I took the blows
And did it my way
Yes, it was my way

.

پ ن ۲: چون کوهِ غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
غم برنتابد بیش ازین باید تنِ فرمودگی
نی ناله‌ای نزدیک لب، نی گریه‌ای در دلِ گره
یارب نصیبِ من مکن اینست اگر آسودگی...
- وحشی بافقی -

.

زِ غوغای جهان فارغ

به سودای تو مشغولم، زِ غوغای جهان فارغ

زِ هجرِ دائمی ایمن، زِ وصلِ جاودان فارغ

بلند و پست و هجر و وصل، یکسان ساخته بر خود

ورای نور و ظلمت، از زمین و آسمان فارغ

سخن را شسته، دفتر بر سر آبِ فراموشی

چو گل از پای تا سر گوش، اما از زبان فارغ

کمان را زِه بریده، تیر را پیکان و پرکنده

سپر افکنده خود را کرده از تیر و کمان فارغ

عجب مرغی، نه جایی در قفس، نِی از قفس بیرون

زِ دام و دانه و پروازگاه و آشیان فارغ

برون از مردن و از زیستن، بس بلعجب جایی

که آنجا می‌توان بودن زِ ننگ جسم و جان فارغ

به شکلی بند و خرسندی به نامی تا به کی وحشی

بیا تا درنوردم گردم از نام و نشان فارغ...

- وحشی بافقی -

 

پ ن ۱: فکر کن
به بارانی که
از پیراهنت می‌گذرد
از پوستت می‌گذرد
و از درون
تو را غــ ـــ ـــرق می‌کند...
- گروس عبدالملکیان -

 

خ ن: واقعاً چه دعایی بهتر از این که:
«اللهم ارنی‌ الاشیاء کما هی...» 

 


جیبشان را پرِ عادت کردیم...

به تماشا سوگند

و به آغاز کلام

و به پرواز کبوتر از ذهن

واژه‌ای در قفس است.

حرف‌هایم مثل یک تکه چمن روشن بود

من به آنان گفتم:

آفتابی لبِ درگاه شماست

که اگر در بگشایید به رفتار شما می‌تابد

و به آنان گفتم:

سنگ آرایش کوهستان نیست

همچنانی که فلز،

زیوری نیست به اندام کلنگ

در کفِ دست زمین گوهر ناپیدایی‌ست

که رسولان همه از تابش آن خیره شدند

پیِ گوهر باشید

لحظه‌ها را به چراگاهِ رسالت ببرید

و من آنان را به صدای قدم پیک بشارت دادم

و به نزدیکی روز

و به افزایش رنگ

به طنین گل سرخ، پشت پرچین سخن‌های درشت.

و به آنان گفتم:

هر که در حافظه‌ی چوب ببیند باغی

صورتش در وزش بیشه‌ی شور ابدی خواهد ماند

هر که با مرغِ هوا دوست شود

خوابش آرام‌ترین خواب جهان خواهد بود

آن‌که نور از سرانگشت زمان برچیند

می‌گشاید گره‌ی پنجره‌ها را با آه

زیر بیدی بودیم

برگی از شاخه‌ی بالای سرم چیدم، گفتم:

چشم را باز کنید

آیتی بهتر ازین می‌خواهید؟

می‌شنیدم که به هم می‌گفتند:

سِحر می‌داند، سِحر!

سر هر کوه رسولی دیدند

ابر انکار به دوش آوردند

باد را نازل کردیم

تا کلاه از سرشان بردارد

خانه‌هاشان پر داوودی بود

چشمشان را بستیم

دستشان را نرساندیم به سرشاخه‌ی هوش

جیبشان را پرِ عادت کردیم

خوابشان را به صدای سفر آینه‌ها آشفتیم

- سهراب سپهری -

 

پ ن ۱: بس در طلبت
کوشش بی‌فایده کردیم...
- سعدی -

 

پ ن ۲: عمری دگر بباید بعد از فراق ما را
کاین عمر طی نمودیم، اندر امیدواری
- سعدی -

 

پ ن ۳: دانلود همراهِ این روزهای من...
** نامِ آبادیِ ما خرابی‌ست...