حــــــتمی

زندگی بی تو پر از غم شدنش حتمی بود

با تو اما غمِ من کم شدنش حتمی بود

همه جا ، از همه کس زخمِ زبان می خوردم

این وسط اسمِ تو مرهم شدنش حتمی بود

رگِ خوابِ تو اگر دست دلم می افتاد

قصه عشق ، فراهم شدنش حتمی بود

پا به پای من اگر آمده بودی در شهر

این خبر سوژه عالم شدنش حتمی بود

بینِ ما موش دواندند خودت می دانی

چون که این رابطه محکم شدنش حتمی بود

سیب و قلیانِ دوسیب و من و تو ... در این حال

شخص ابلیس هم آدم شدنش حتمی بود !

شک ندارم که اگر پای تو در بین نبود

" جنت آباد " جهنم شدنش حتمی بود ...

- امید صباغ نو -

 

پ ن 1 : زِ دست عشق

بجز خیر

بر نمی آید ،

وگرنه پاسخ دشنام

مهربانی نیست ... !

- فاضل نظری -

 

پ ن 2 : من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه ؟

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ؟

آه !

مدام پیش نگاهی ...

مدام ...

پیش نگاه ...

- فریدون مشیری -

 

پ ن 3 : چه خوشست راز گفتن ، به حریف نکته سنجی

           که سخن نگفته باشی ، به سخن رسیده باشــــــد

                               - سعدی -

 

پ ن 4 : هیچکس مانند من مرد چنین جنگی نبود !

لافتی الا خودم ... لا سیف الا ... چشــــــــــــم تو !

- مهاد میلاد -

 

پ ن 5 : حلاج شدم

ولی به کفرم سوگـــــند !

دلتنگ تو بودم ... که مرا ... دارم زدند ...

- فاضل نظری -

 

پ ن 6 : بهشت از دست آدم رفت، از اون روزی که گندم خورد 

ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن

یه روزی هر کسی باشن، حساباشونو پس می دن

عبادت از سر وحشت، واسه عاشق عبادت نیست

پرستش راه تسکینه، پرستیدن تجارت نیست

سر آزادگی مُردن، تَهِ دلدادگی میشه

یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه

کنار سفره ی خالی، یه دنیا آرزو چیدن

بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن

بذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه

خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن

گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم

همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم

 

- روزبه بمانی -

اگر نشنیدید از دستش ندید ...

دانلود یه تیکه زمین - محمد اصفهانی 

 

 

دردِ مبهم

آهِ من آخر گریبانِ تو را خواهد گرفت

گریه هایم ، سویِ چشمانِ تو را خواهد گرفت

با دلم هر کار می خواهی بکن ! اما بترس !

از گناهانی که دامانِ تو را خواهد گرفت !

خنده بر لب داری و خنجر به دل ها می زنی

خودنمایی ، دین و ایمانِ تو را خواهد گرفت

بی گمان حس می کند گرمای دستان مرا

دستِ نامردی که دستان تو را خواهد گرفت

آتش عشقی که در این سینه روشن کرده ای

شعله اش موی پریشانِ تو را خواهد گرفت

من فقط می ترسم از روزی که عزرائیلِ پاک

عاقبت می آید و ... جانِ تو را ، خواهد گرفت ...

- محسن نظری -

 

پ ن 1 : می نشینم لب حوض

گردش ماهی ها ،

روشنی ،

من ،

گل ،

آب ،

.

.

.

چه درونم تنهاست ...

- سهراب سپهری -

 

پ ن 2 : گاه آدم دلش که خون باشد / آه آدم دلش که خون باشد

بی هوا گریه می کند حتی / در خیابان ... میان آدم ها

آمدم با تو هم پیاله شوم / دردهای تو را مچاله شوم

گریه کن ... گریه ، تا ترک نخورد / خشت خشتِ تو زیرِ این غم ها ...

- مهرداد نصرتی -

 

پ ن 3 : ما توبه شکستیم 

ولی

دل نشکستیم ...

- مولانا -

 


خوابِ بد

چه جایِ شکوه اگر زخمِ آتشین خوردم

که هر چه بود ، زِ مارِ در آستین خوردم

فقط به خیزش فواره ها نظر کردم

فرودِ آب ندیدم ... فریب ازاین خوردم !

مرا نه دشمن شیطانی ام به خاک افکند

که تیر وسوسه از یارِ در کمین خوردم ...

زِ من مخواه کنون با یقین کنم توبه

من از بهشت مگر میوه با یقین خوردم !

قفس گشودی ام و " اختیار " بخشیدی

همین که از قفست پر زدم ... زمین خوردم ...

- فاضل نظری -

 

پ ن 1 : هیچ میدانی چرا چون موج

در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم ؟

زانکه بر این پرده تاریک

این خاموشی نزدیک

آنچه می خواهم نمی بینم

وآنچه می بینم ... نمی خواهم ...

- محمدرضا شفیعی کدکنی -

 

پ ن 2 : پوسانده تنهایی دلت را ، مثل آبی که

یکدفعه زیر بسته کبریت افتاده

هر بار خود را گوشه آیینه می بینی

یک خط دیگر روی پیشانست افتاده ...

در سینه ات یک درد ناآرام می پیچد

مثل صدای تیر ، در ساعاتِ خاموشی

در خاطراتت مثل بادی سرد می لرزی

تنهایی ات را مثل شیری گرم می نوشی ...

- حامد ابراهیم پور -

 

پ ن 3 : بغلم کن ... تکان بده با اشک

تا ازین خواب بد ، بلند شوم ...

- سید مهدی موسوی -

 

پ ن 4 : دانلود ( شبونه - سهیل نفیسی )

چ

یاغی

می ترسم ،

مضطربم ،

و با آن که سخت می ترسم و مضطربم

باز با تو تا آخر دنیا هستم

می آیم کنار گفتگویی ساده

تمام رویاهایت را بیدار می کنم

و آهسته زیر لب می گویم

برایت آب آورده ام ، تشنه نیستی ؟

فردا به احتمال قوی باران خواهد آمد

تو پیش بینی کرده بودی که باد نمی آید !

با این همه ... دیروز ...

پی صدائی ساده که گفته بود بیا ، رفتم !

تمامِ رازِ سفر فقط خوابِ یک ستاره بود !

خسته ام ری را !

می آیی همسفرم شوی ؟

گفتگوی میانِ راه بهتر از تماشای باران است

توی راه از پوزش پروانه سخت می گوئیم

توی راه خواب هامان را برای بابونه های دره ای دور تعریف می کنیم

باران هم که بیاید

هی خیس از خده های دور از آدمی ، می خندیم

بعد هم به راهی می رویم

که سهم ترانه و تبسم است

مشکلی پیش نمی آید

کاری به کار ما ندارند ری را ،

نه کرمِ شبتاب و نه کژدم زرد !

وقتی دستمان به آسمان برسد

وقتی که بر آن بلندی بنفش بنشینیم

دیگر دست کسی هم به ما نخواهد رسید

می نشینیم برای خودمان قصه می گوئیم

تا کبوترانِ کوهی از دامنه رویاها به لانه برگردند

غروب است ...

با آن که می ترسم ...

با آن که سخت مضطربم

باز با تو ... تا آخر دنیا ...

خواهم آمد ...

- سید علی صالحی -

 

پ ن 1 : ای دردِ توام درمان

در بستر ناکامی

و ای یاد توام مونس

در گوشه تنهایی ...

- حافظ -

 

پ ن 2 : اما اگر هیچ چیز

نتواند ما را از مرگ برهاند

لااقل "عشق

از زندگی

نجاتمان خواهد داد ...

- پابلو نرودا -

 

پ ن 4 : عشق یعنی ،

مرا جغرافیا در کار نباشد

یعنی تو را ،

تاریخ در کار نباشد

یعنی تو ،

با صدای من سخن بگویی

با چشمان من ببینی

و جهان را

با با دستان من کشف کنی ...

- نزار قبانی -

 

پ ن 3 : دانلود دلفریب - امیرعباس گلاب و سیامک عباسی

آیا این آهنگ بیش از حد فوق العاده نیست ؟! :)

می خوام دل بدم ، ذوب شم ، بشکنم ** چشام مثل ابرای پاییز شه

می خوام زیر بارون برم خیس شم ** ولی روحم از عشق لبریز شه

می خوام تازه شم ، سبز شم ، گل کنم ** بدونِ زمین خوردن و باختن

ازین خاطرات بَدَم رد شدم و ** برم سمت آینده رو ساختن

کنارم بمون و بهم تکیه کن ** بجز عشق چیزی نمی خوام ازت

کمک کن دلم قرص باشه ! همین ! ** کمک کن عزیزم کمک کن فقط ...

 

 

" اللهم اجعل نفسی اول كريمة تنتزعها من كرائمی"

خدایا کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی ، جانم اولین چیزی باشد که از من می گیری ...

- امام علی -

 

زندگی در نیازمندی ها !

این سطرها جواب ندارد ، این سطرها سوال ندارد

تاریخ من سیاهی محض است ، ربطی به سال و ماه ندارد

قایم شو زیر بغض پتویم ، بگذار که راست بگویم :

آن روزهای خوب که گفتم ... یک ذره ، احتمال ... ندارد !

لعنت به آنچه گفتی و گفتم ، باید به پای عشق بیفتم

در سینما دو بسته چس فیل !! صوتی ست که بلال ندارد !

عشقی شبیه گریه تهِ جوک ! عشقی بدون حس تملک

می فلسفد برای رهایی ، ربطی به خط و خال ندارد !

قائل به مرز یا قفسی نیست ، در انتظار دادرسی نیست

یعنی شبیه هیچ کسی نیست ... جز ما دو تا مثال ندارد

عشقی ست بی گذشته و قبلا ، آینده ای نداشته هرگز

در لحظه اتفاق می افتد ، جز لحظه های حال ندارد

عشقی ست مثل لحظه فریاد ، از هر نظر برهنه و آزاد

کاری به شهرِ کور ندارد ، کاری به شهرِ لال ندارد

دلخسته از تحمل و صبر است ، جای پرنده آنور ابر است

زنده ست با خیالِ پریدن ، اما پرنده ... بال ندارد ...

- سید مهدی موسوی -

 

پ ن 1 : مرا ز عشق مگویید ، عشق گمشده ای است

                     که هر چه هست ندارم ! که هر چه دارم نیست !

- فاضل نظری -

 

پ ن 2 : خدا ...

بزرگ تر از دردهای ماست ،

رفیق 

 

پ ن 3 : زندگی آنچنان نبود که من

آنچه باید که می شدم باشم

تو خودت باش و آنچه باید شو

من بلد نیستم خودم باشم !

من فقط روزنامه ای بودم

بین انبوه دسته بندی ها

مرگ در صفحه حوادث بود

زندگی در نیازمندی ها !

- یاسر قنبرلو -

 


کدوم فردا ؟

از آسمون خونه که می باره

پاییز ما پاییز خوبی نیست !

دیوونه ایم با اینکه می دونیم

دیوونه بودن چیز خوبی نیست !

دلخوش به چی هستی ؟ کدوم فردا ؟

دنیای ما بدجور بی رحمه !

حالِ تو رو هیشکی نمی دونه

حرف من و هیچکس نمی فهمه !

عمریه که اسمِ اتاق ما

یا انفرادی یا که تابوته

سیگارتو آهسته روشن کن

دنیای ما انبار باروته !

می ریم ازین زندون تکراری

زندون تازه اون ور مرزه

تا صبح گریه می کنی هر شب

با شونه هات دنیام می لرزه

می میری و درها به روت بسته س

می میرم و راه فراری نیست

این شهر و می بخشی و می بخشم

از هیچکس هیــــــــــچ انتظاری نیست !

از کوچه ها آهسته رد می شم

خالیِ از هر حس و احساسم

اونقد غریبه ن آدما انگار

غیر از تو هیچ کس رو نمیشناسم

عمریه که اسم اتاق ما

یا انفرادی یا که تابوته

هر روز با تردید می تابه

آزادی خورشید ، مشروطه !

هر کی که حرف مهربونی زد

توو دستای سردش تفنگی داشت

این داستان تلخ نسلی بود

که آرزوهای ... قشنگی داشت ...

- سید مهدی موسوی -

 

پ ن 1 :

گفتم به هیچکس

دلِ خود را نمی دهم

اما ... دلم

برای همان هیچکس ...

گرفت ...

- فاضل نظری -

 

پ ن 2 : این روزها ...

این روزها بدجور بی رحمند !

این هیچکس هایی که ...

دردت را نمی فهمند ...

- سید مهدی موسوی -

 

پ ن 3 :

رازی نهفته در پسِ حرفی نگفته است

مگذار درددل کنم و ... دردسر شود

- فاضل نظری -

 

پ ن 4 : کرج مجموعه ای از خانه های تنگ و تاریک است

کرج پس کوچه هایی از جهنم های باریک است

کرج میدان به میدان ، داغ بر دل ، آه در سینه

خیابان به خیابان ، اشک نفرت ، بغضی از کینه ...

- سید مهدی موسوی -